close
تبلیغات در اینترنت
 در گرگ و میش آسمان نگاه تو_قسمت 7 و 8
loading...

دنیای داستانها

  هم عقلم هم قلبم بهم میگفتن قبول کنم!نا خواسته لبخندی روی لبام نقش بست! جین_داکوتا!به نظر میرسه خیلی خوشحالی!نکنه میخوایپیشنهاد اونو قبول کنی؟ با لحنی سرشار از خوشحالی به جین گفتم:چرا که نه؟!همیشه آرزوم همین بود که یه زندگی آروم داشته باشم!!!حالا یکی داره مفت و مجانی آرزومو برآورده میکنه،چرا باید درخواستشو رد کنم؟ جین نگاه خشمگینشمو از روی من برداشت و به نینا خیره شد. چند دقیقه سکوت چاشنی جر و بحث جین،من و نینا شد! بالاخره جین سکوتو شکست و با همون لحن خشمگینش گفت:تو از روی محبت و دلسوزی که…

آخرین ارسال های انجمن

در گرگ و میش آسمان نگاه تو_قسمت 7 و 8

 

هم عقلم هم قلبم بهم میگفتن قبول کنم!نا خواسته لبخندی روی لبام نقش بست!

جین_داکوتا!به نظر میرسه خیلی خوشحالی!نکنه میخوایپیشنهاد اونو قبول کنی؟

با لحنی سرشار از خوشحالی به جین گفتم:چرا که نه؟!همیشه آرزوم همین بود که یه زندگی آروم داشته باشم!!!حالا یکی داره مفت و مجانی آرزومو برآورده میکنه،چرا باید درخواستشو رد کنم؟

جین نگاه خشمگینشمو از روی من برداشت و به نینا خیره شد.

چند دقیقه سکوت چاشنی جر و بحث جین،من و نینا شد!

بالاخره جین سکوتو شکست و با همون لحن خشمگینش گفت:تو از روی محبت و دلسوزی که هیچ کاری نمیکنی،حتما" یه چیزی میخوای!

_چیز زیادی ازتون نمیخوام،فقط

مکث کوتاهی کرد و ادامه داد:هر وقت وقتش شد بهتون میگم!

جین_تا نگی من جوابی به درخواستت نمیدم!

_ا ـــــــــم...چطور بگم؟...آخه...آخه هنوز چیزخاصی در نظر ندارم! فقط میخوام که برای گروهم افراد بیش تری پیدا کنید!

_گروهت؟

_آره!میدونید اخیرا توی قصر یه ماجراهایی مربوط به انتخاب همسر برای گرولند بوجود اومده و ممکنه...

مکث نه چندان طولانی ای کرد و ادامه داد:آشوب بشه!

یه بار دیگه سکوت حکم فرما شد.

قبل از این که دوباره جین شروع کنه گفتم:

خوب نینا نمیخوای برامون از وقت کارمون و مدرسمون بگی؟

لبخندی رو بلاش جا خوش کرد و با لحنی شاد و سرشار از رضایت داد زد:چرا که نه!!!

_اهم...داکوتا من گشنمه بیا جای اون بیسکوییتا رو بهم نشون بده!!

_گفتی گشنه...منم خیلی تشنمه!!

ای خدااا!!حالا خون از کجا گیر بیارم واسه نینا!!

عصبانیتمو به روی خودم نیاوردم و گفتم:جین توی خونه چند شیشه خون داره،مگه نه جین؟

جین_باشه...ولی فقط یک شیشه میدم!!

نینا_اوه چه خسیس!

من و نینا زدیم زیر خنده اما جین با همون نگاه خشمگینش به ما خیره شده بود!!!

ترجیح دادم زود تر جیم شم پس خیلی تند به جین گفتم:تو طبقه چندم ببینمت؟

_3

و بعدش غیب شدم!!!

****

وقتی ظاهر شدم جین رو روبروم دیدم که با اون چشای خشمگینش بهم زل زده بود!خدایا من چه گناهی مرتکب شدم که راهم به سمت کلبه این عزرائیل کج شد؟!

سرمو بالا آوردم،چیزی به اسم خشم تو نگاهش نبود!

_داکوتا هنوز دوستیم دیگه؟

عجب چیزایی میپرسه ها!

جین_دوستیم؟

_خوب آره!برا چی باید دوستیمون بهم بخوره؟

جین_آخه به نظر میاد تو نینا رو به من ترجیح میدی!

قسمت 8

_جین تو واقعا چی فکر کردی؟من با هر کی دوست میشم دلیل نمیشه که دوستیمون بهم بخوره.

_داکوتا متوجه نیستی که اون هدفش چیه!نشنیدی چی ازمون خواست؟ما با این کار خودمونو وارد یک جنگ میکنیم!!!

_اووو بی خیال ما فقط برای گروهش عضو جمع میکنیم...

_اصلا به این فکر کردی که این گروه رو برا چی میخواد؟خوب برای جنگ دیگه!!!

_خوب یکم هیجان تو زندگیمون بد نیست!!!

_من به مدرسه میرم اما به اون عمارت کوفتی نمیام!!

با لحنی بی توجه گفتم:خوب نیا!!اگه تو نمیای دلیل بر این نمیشه که منم این فرصتو از دست بدم!!!

_تو برو من الان خون میارم!

ترجیح دادم از پله ها برم طبقه پایین.

6تا6تا مثل همیشه!!!

روی صندلی روبروی نینا نشستم و گفتم:جین الان میاد...راستی قرار بود از مدرسه و...

_بله قرار بود دربارع اینا بحث کنیم!!!

نذاشت حداقل حرفمو کامل بزنم!!!

جین هم رسید و روی یکی از صندلی های دور میز نشست و یک شیشه خونو جلوی نینا گذاشت!

_ممنون!!

این جین هم که عین مرده ها بی حال ولو شده!!!

جین_من خوابم میاد میرم بخوابم!!!

اخیش شرش کم شد!

با همون لحن سرشار از خوشحالیش شروع کرد به حرف زدن:

مدرسه و عمارت در یک کشور دیگه هستن!!در ایتالیا!!نگران زبان نباش!!!

خوب ببین از اون جایی که من میدونم مدرسه شبانه روزی هستش و این خودش یه مشکله!

_راه حل چیه؟

میتونی یکم صبر کنی تا یکم تو قصر جایگاهتو بالا تر ببرم؟

_میتونم اما میخوام بدونم نقشت چیه!

_خوب تو که مقامت بالا باشه میتونی تو مدرسه قصر تحصیل کنی!

البته من به شخصه از اون جا متنفرم!چون همیشه توقعات بالا از شاگردا دارن!

تو دو راه داری!اولیش اینکه وایسی مقامت بالا بره و تو مدرسه قصر تحصیل کنی...

_دومیش؟

_وقتی بالا مقام باشی کسی ازت نمیپرسه فلان روز کجا بودی و چیکار میکردی که!تو میتونی خیلی راحت به تحصیلت توی مدرسه عادی ومپایر ها بپردازی گارولند هم هیچ وقت به کسایی که بهشون اعتماد داره گیر نمیده!!

_ظاهرا راه دوم عاقلانه تر هست!

خوب حالا باید یه فامیلی برات پیدا کنیم!

_من با 

داکوتا

 راحت ترم!!خوب حالا از مدرسه و کلاساش بگو!!

_اولش خیلی جذاب به نظر میاد!راهرو هاش،کلاساش،سرسرای اصلیش،جشن شروع ترم،گروه بندیش و اینا ولی کم کم...

_کم کم چی؟

_نمیخوام شادیتو خراب کنم خودت در هر حال تجربش میکنی!

_کی میریم ایتالیا؟

_وای داکوتا زیادی عجله کردیا!

_آخه به نظر خیلی جالب به نظر میان!

_فردا خوبه؟

از خوشحالی دلم میخواست بال درآرم!!یه جیغ از روی خوشحالی زدم و دویدم سمت اتاقم تا وسایلمو جمع کنم!

همین که میخواستم برم خونمون نینا صدام کرد:

_داکوتا خونتون دوره؟

_من غیب و ظاهر میشم!!!

_یادم رفته بود!راستی داکوتا لباس کم بردار اون جا هر کس لباس مخصوص خودشو داره!!

_باشه!!


 

renezsmee13 بازدید : 222 دوشنبه 28 اسفند 1391 زمان : 16:39 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط زي زي در تاریخ 1391/12/29 و 17:36 دقیقه ارسال شده است

خيلي قشنگبودممنون عيدت مباركشکلکشکلک


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
Profile Pic
در این سایت فقط و فقط داستان اپ خواهد شد! داستان ها تو رو اپ کنید تا بچه ها بخونن! این سایت برای وبلاگ داستان های هالیوودی میباشد و مدير اين سايت آوا ست! براي خوندن داستان هاي من به داستانهاي هاليوودي بيايد! سعی کنید داستان هاتون بیشتر درباره هالیوودی ها باشه! هدف از تاسيس این وبلاگ اینکه همه به توانایی هایی های خودشون در زمینه نویسندگی پی ببرن! و به راحتی بتونید داستان ها خودتون رو به نمایش بگذارید! لطفا داستان هاتون رو اپ کنید!
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدوم کاربر داستان های زیبا تری مینویسد!؟






    نظرتون درباره وبمون چیست؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 2624
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 84
  • آی پی امروز : 24
  • آی پی دیروز : 24
  • بازدید امروز : 42
  • باردید دیروز : 59
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 101
  • بازدید ماه : 1,612
  • بازدید سال : 6,774
  • بازدید کلی : 161,673
  • کدهای اختصاصی