close
تبلیغات در اینترنت
 جنگ بی پایان
loading...

دنیای داستانها

قسمت دوم   بعد از چند ساعتی رسیدیم غرق در افکار بودیم که اگه خانم مهماندار داد نمیزد دوباره برمیگشتیم ایران.خلاصه بعداز چرخی که تو شهر زدیم آسمون خراشایه سر به فلک کشیدرو دید زدیم،رفتیم توبه هتل خوب یه اتاق 3نفره گرفتیم.اونقدر خسته بودیم که حدود 5ساعت خوابیدیم.بعد واسه شام رفتیم…

آخرین ارسال های انجمن

جنگ بی پایان

قسمت دوم

 

بعد از چند ساعتی رسیدیم غرق در افکار بودیم که اگه خانم مهماندار داد نمیزد دوباره برمیگشتیم ایران.خلاصه بعداز چرخی که تو شهر زدیم آسمون خراشایه سر به فلک کشیدرو دید زدیم،رفتیم توبه هتل خوب یه اتاق 3نفره گرفتیم.اونقدر خسته بودیم که حدود 5ساعت خوابیدیم.بعد واسه شام رفتیم پایین.3تا پسر با ساکاشون همونجا نشستن یه جوری نگاه میکردن که انگار آدم ندیدن...زودتر ازما رفتن بالا سوژه ی جالبی نبودن که باهاشون حال کنیم.اما از خرشانسی اتاق روبه رویمون بودن.اینقدر بلند حرف میزدنو میخندیدن که صداشونو میشد شنید.زنگ زدیم پایین گفتیم که روبه روییهامون مزاحمن خیلی سروصدا میکنن ولی انگار تذکره اون آقاهه هم هیچ فایده ای نداشت.پری که داشت از سردرد میمرد رفت با لگد زد به درشون یه لحظه صداشون نیومد وقتی یکی از اونا درو باز کرد پری زد در گوشش مات ومبهوت به پری نگاه کرد خندمون گرفته بود پریناز با همون حالت برگشت به اتاق بعد از چند دقیقه

گفتم:ببین کسی نیست برم برا پری قرص بگیرم.نیلو گفت:نه برو ولی زود برگرد.گفتم: باشه.وقتی برگشتم دیدم نیلو و پری قاطی ان.از قیافه هاشون ترسیدم خندیدم دیدم تا جون داشتم نیلو و پری زدنم.برگشتیم اتاق همه جا تو سکوت کامل بود.نشستیم بحرفیم گفتیم:ماکه 5روز بیشتر پذیرائی نمیشیم پس بیاین تا میتونیم خوش بگذرونیمو اصلا با اونا کاری نداشته باشیم.اون شب تا صبح حرف زدیمو خندیدیم به تلافی دعوای دیشب.صبح داشتیم از سردرد غش میکردیم گفتیم صبونه رو برامون بیارن بالا واقعا دیگه دلمون نمیخواست ریخته هیچکدومشون رو ببینیم

 

ynyn بازدید : 80 سه شنبه 29 اسفند 1391 زمان : 1:01 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط پریناز در تاریخ 1392/2/5 و 11:37 دقیقه ارسال شده است

اینا که تایپه خودمه دوستم.چه نظری بذارم نوشته های تو نیلو بهترین بوده همیشه بوووووووووووسشکلکشکلک

این نظر توسط Niloo.N در تاریخ 1391/12/29 و 22:37 دقیقه ارسال شده است

ياسي بازم عيدت مباركشکلک
شكست نفسي نفرما ما هم تا آخر پشت سرتيم..
به 4 نفر ديگه ام بگو نظر بزارن ماشاالله 20 نفرم نميان بازديد مرديم از اين بي نظري

این نظر توسط Yasaman در تاریخ 1391/12/29 و 17:43 دقیقه ارسال شده است

مگر تو هوای منو داشته باشی درسا جان

این نظر توسط Yasaman در تاریخ 1391/12/29 و 16:09 دقیقه ارسال شده است

خواهش عزیزم

این نظر توسط roya در تاریخ 1391/12/29 و 15:11 دقیقه ارسال شده است

واااااوعالیییی بودمرسییی عزیزمشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک

این نظر توسط Dorsa در تاریخ 1391/12/29 و 13:55 دقیقه ارسال شده است

پری عجب کتکی زدی!!شکلکشکلک
چرا یاسی روکتک زدید؟هان؟؟؟؟؟شکلکشکلکشکلک
مرسی یاسی عالی بودشکلک


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
Profile Pic
در این سایت فقط و فقط داستان اپ خواهد شد! داستان ها تو رو اپ کنید تا بچه ها بخونن! این سایت برای وبلاگ داستان های هالیوودی میباشد و مدير اين سايت آوا ست! براي خوندن داستان هاي من به داستانهاي هاليوودي بيايد! سعی کنید داستان هاتون بیشتر درباره هالیوودی ها باشه! هدف از تاسيس این وبلاگ اینکه همه به توانایی هایی های خودشون در زمینه نویسندگی پی ببرن! و به راحتی بتونید داستان ها خودتون رو به نمایش بگذارید! لطفا داستان هاتون رو اپ کنید!
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدوم کاربر داستان های زیبا تری مینویسد!؟






    نظرتون درباره وبمون چیست؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 2624
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 84
  • آی پی امروز : 14
  • آی پی دیروز : 13
  • بازدید امروز : 83
  • باردید دیروز : 30
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 205
  • بازدید ماه : 637
  • بازدید سال : 2,971
  • بازدید کلی : 157,870
  • کدهای اختصاصی