close
تبلیغات در اینترنت
 3days of my life
loading...

دنیای داستانها

4may 2017 صبح با صدای زنگ موبایل بیدار شدم.یاسمین بود.منو یاسمین هم دانشگاهی بودیم ولی رشته هامون فرق میکرد... یاسمین:سلام سارا.خوبی؟ من:سلام. یاسمین:دختر خواب بودی؟ من:اره. یاسمین:به به چه خوب روز های تعطیلت رو میگذرونی اون هم با خواب! من:ولم کن بابا! یاسمین:بلند شو حاضر شو با بقیه بریم…

آخرین ارسال های انجمن

3days of my life

4may 2017

صبح با صدای زنگ موبایل بیدار شدم.یاسمین بود.منو یاسمین هم دانشگاهی بودیم ولی رشته هامون فرق میکرد...

یاسمین:سلام سارا.خوبی؟

من:سلام.

یاسمین:دختر خواب بودی؟

من:اره.

یاسمین:به به چه خوب روز های تعطیلت رو میگذرونی اون هم با خواب!

من:ولم کن بابا!

یاسمین:بلند شو حاضر شو با بقیه بریم بیرون...

من:باشه.یاسمین فقط تو رو خدا بگو که دوست پسراشون رو با اون

پسر پولداره که هر ترم با ماست رو نیارن!(البته همونطور که گفتم

دانشگاه مامعروف بود و همه پولدار بودن ولی این پسره پولش از پارو

از بالا میرفت و پدرش هم پولدار ترین مرد توی امریکا بود و به همه جا

دسترسی داشت)

یاسمین:باشه قول میدم(یاسمین توی دلش تو باید اخر سر یه دوست

پسر پیدا کنی!چه کسی بهتر از اون پسره!)

من:پس بای.

1ساعت بعد صدای زنگ در اومد رفتم درو باز کردم دیدم یاسمینه...

من:سلام یاسمین.

یاسمین:سلام.

بعد دیدم دوستام درسا و غزل و هدیه پشت در وایستادن البته با دوست

پسراشون...

من:یاسمین تو چه قولی داده بودی؟

یاسمین:من گفتم قول میدم اما نگفتم که کی عمل میکنم!

من:یاسمین تو حداقل به یه قولت عمل کردی و اون پسره ی مغرور و

پولدار رو دعوت نکردی!

یاسمین:میشه گفت تقریبا.

من:یعنی چی تقریبا؟!

دیدم یه ماشین مدل بالا که قیمتش سر به فلک میکشه با سرعت پیش

بقیه ی ماشین ها وایستاد...

من:یاسمین منظورت از تقریبا این بود؟!

یاسمین:خب چیکار کنم؟!

من:هیچ!!

اون پسره ی مغرور و پولدار از ماشینش پیاده شد مستقیم اومد طرف

من.یه لحظه کپ کردم اخه خیلی خیلی خوشگل شده بود.انگاری

یاسمین بهش گفته بود که اینقدر تیپ بزنه...

پسره:سلام بر همه.سلام خانم...ببخشید اسم شما چیه؟

من:سلام.سارا درخشانی.

یاسمین:خوب همه تقسیم شین...

من:چی؟!

یاسمین:هر کس با دوست پسرش  با ماشین هر جایی که میخواد

تنهایی میره.

من توی دلم:من که دوست پسر ندارم!

یاسمین:سارا تو با...

 

من توی دلم:من که دوست پسر ندارم

sarah بازدید : 75 پنجشنبه 29 فروردين 1392 زمان : 1:31 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط Dorsa در تاریخ 1392/1/31 و 17:37 دقیقه ارسال شده است

آهان!من دوست...پسر دارم؟؟اون وقت کین ایشون؟؟شکلکشکلک
مرسی ساراییییییییییییی.شکلکشکلک

این نظر توسط princess of darkness در تاریخ 1392/1/30 و 22:50 دقیقه ارسال شده است

سلام
بابا شکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک
سحر عاليه گل كاشتي زود بذاركه منتظريم

این نظر توسط bff در تاریخ 1392/1/30 و 16:51 دقیقه ارسال شده است

khob malome k ba ki miri jaleb bodشکلکشکلکشکلک


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
Profile Pic
در این سایت فقط و فقط داستان اپ خواهد شد! داستان ها تو رو اپ کنید تا بچه ها بخونن! این سایت برای وبلاگ داستان های هالیوودی میباشد و مدير اين سايت آوا ست! براي خوندن داستان هاي من به داستانهاي هاليوودي بيايد! سعی کنید داستان هاتون بیشتر درباره هالیوودی ها باشه! هدف از تاسيس این وبلاگ اینکه همه به توانایی هایی های خودشون در زمینه نویسندگی پی ببرن! و به راحتی بتونید داستان ها خودتون رو به نمایش بگذارید! لطفا داستان هاتون رو اپ کنید!
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدوم کاربر داستان های زیبا تری مینویسد!؟






    نظرتون درباره وبمون چیست؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 2624
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 84
  • آی پی امروز : 14
  • آی پی دیروز : 13
  • بازدید امروز : 97
  • باردید دیروز : 30
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 219
  • بازدید ماه : 651
  • بازدید سال : 2,985
  • بازدید کلی : 157,884
  • کدهای اختصاصی