close
تبلیغات در اینترنت
 قدمهای مرده قسمت11
loading...

دنیای داستانها

صدایی میومداون کروزه بودکه لیانوصدازد....اون خیلی قوی بودومن میترسیدم لیانوازدست بدم اون آخرین امیدمن برای پیداکردن کریس بود...بطرف لیان میومدوبااومدنش اونای دیگه کناررفتن.... کروزه:خب لیان وقت تسویه حسابه...همه کناررفتن...وان دورفتن اون وسط....کروزه باتمام قدرت لیانومیزد...لیان…

آخرین ارسال های انجمن

قدمهای مرده قسمت11

صدایی میومداون کروزه بودکه لیانوصدازد....اون خیلی قوی بودومن میترسیدم لیانوازدست بدم اون آخرین امیدمن برای پیداکردن کریس بود...بطرف لیان میومدوبااومدنش اونای دیگه کناررفتن....

کروزه:خب لیان وقت تسویه حسابه...همه کناررفتن...وان دورفتن اون وسط....کروزه باتمام قدرت لیانومیزد...لیان حواسش نبود...من:لیان خواهش میکنم ....لیان خیلی ضعیف شده بود....کروزه دستشوپیچوندویه لگدمحکم به سینش زد...لیان افتادروزمینوکلی سرفه زدوخون بالاآورد....

کروزه موهاشوگرفت:خب به این خوشکله گفتی چی هستی؟یه طعمه ضعیف..بهش گفتی چطورازدست کریس خلاص شدی؟...لیان:کارتوبود...تواون دستورودادی...اون یه لگدبه ساق پاش زدولیان زانوزد...

کروزه:ولی تواون فرمانوبهش رسوندی بدرقش کردی تابره بمیره...حتی باهاش نرفتی....لیان مشتی توصورت کروزه زدوگفت:نه کارتوبودتوگفتی اونجابره تولعنتی....اوناباهم درگیربودن...زامبیاازاونجافرارکردن...من دوسداشتم کروزه روبزنم ولی نمیتونستم تشخیص بدم کی شلیک کنم...

لیان بااسلحه یکی زدتوصورتشوبلندشدودستموکشیدودویدیم....تودلم تردیدهای بسیاری بود...شایدکروزه درست بگه...اگه لیان مقصرمرگ کریس باشه چی؟....

دویدیم توراهروها....یه نفرسوت زد...بالارونگاه کردیم سونیابود...طنابیوکه انداخته بودگرفتیم اول من رفتم بالا...لیان که داشت میومدکروزه پاشوگرفت...باهرزحمتی بودخودشوخلاص کردواومدبالا....

سونیا:جوخیلی خفنی شده همه ترسیدن حتی اون زامبیااین نشون میده سدلرآماده جنگه...من:لیان بایدباهم حرف بزنیم...رفتیم یه گوشه...من:تویه چیزیوازمن پنهون میکنی یامیگی چیه یامن همینجامیمونم....لیان:آندرا...نمیتونم بگم...

من:حداقل بگومنظورکروزه ازاون حرفاچی بود؟...لیان:آندراالان وقت این حرفانیست...من:پس کی وقتشه؟...لیان دستی بصورتش کشیدوگفت:فقط بدون کروزه مسئول همه این اتفاقاس...نقشه داشتن هممونوبکشن که دارن موفقم میشن

سونیا:عجله کنیدبایدبریم....منولیانوسونیاباهم رفتیم....آماده شلیک بودیم...یه صداهایی میومد..من:صبرکنیداون..صدای ایداس...

من:ایداخوبی؟...ایدابرگشتودرحالیکه رومون اسلحه کشیده بودگفت:عالیم آندرای عزیز...هرسه تعجب کردیم...لیان:پس توجاسوس بودی...حدسشومیزدم...ایدا:مافقط دنبال کریسیم....من:چرادنبالشین...مگه اون زندس؟...ایدا:اون یه سری ازفرمولامونوبرداشته....نترس هرجاباشه بحسابش میرسیم....

سونیا:اون فرمولابهترکه نباشه...ایدا:سونیای عزیزتوم نبایدمیومدی ولی خب اجازه میدم نفسای آخرتوبااین دوتابکشی...

من:قبل ازاینکه منوبکشی فقط بهم بگوکریس زندس؟...ایداخندیدوگفت:لیان چرابهش نگفتی؟...لیان؟:دهنتوببندایدا...ایدا:اواواواوجلونیاوگرنه سفرت میکنم آشغال...لیانت:بذاراینابرن هدفت منم...ایدا:آره فقط دوسدارم یه آشغالی مثل توروبکشم تاکابوس هرشبم تموم بشه.... نشونه گرفتوشلیک کرد...من:نههههههههههههههههههه

randy بازدید : 45 شنبه 31 فروردين 1392 زمان : 9:45 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
Profile Pic
در این سایت فقط و فقط داستان اپ خواهد شد! داستان ها تو رو اپ کنید تا بچه ها بخونن! این سایت برای وبلاگ داستان های هالیوودی میباشد و مدير اين سايت آوا ست! براي خوندن داستان هاي من به داستانهاي هاليوودي بيايد! سعی کنید داستان هاتون بیشتر درباره هالیوودی ها باشه! هدف از تاسيس این وبلاگ اینکه همه به توانایی هایی های خودشون در زمینه نویسندگی پی ببرن! و به راحتی بتونید داستان ها خودتون رو به نمایش بگذارید! لطفا داستان هاتون رو اپ کنید!
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدوم کاربر داستان های زیبا تری مینویسد!؟






    نظرتون درباره وبمون چیست؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 2624
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 84
  • آی پی امروز : 14
  • آی پی دیروز : 13
  • بازدید امروز : 102
  • باردید دیروز : 30
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 224
  • بازدید ماه : 656
  • بازدید سال : 2,990
  • بازدید کلی : 157,889
  • کدهای اختصاصی