close
تبلیغات در اینترنت
 قدمهای مرده قسمت13
loading...

دنیای داستانها

من درحال دویدن بودم....خودموبه یه دیواررسوندم...نشستموگریه کردم...اون منونمخواست....ایناازتصورمرگشم بدتربود.....کمی بعداشکاموپاک کردم....باورم نمیشدمردیکه باهمه وجودم میخواستمش اینطورمنوپس زده باشه... خیلی ناراحت بودم ولی تقصیرلیان نبودبیخودی سراون خالی کردم...بلندشدم...انگارصدای…

آخرین ارسال های انجمن

قدمهای مرده قسمت13

من درحال دویدن بودم....خودموبه یه دیواررسوندم...نشستموگریه کردم...اون منونمخواست....ایناازتصورمرگشم بدتربود.....کمی بعداشکاموپاک کردم....باورم نمیشدمردیکه باهمه وجودم میخواستمش اینطورمنوپس زده باشه...

خیلی ناراحت بودم ولی تقصیرلیان نبودبیخودی سراون خالی کردم...بلندشدم...انگارصدای پچ پچ میومد...صدای سدلربودکه باکروزه حرف میزد....سدلر:خب اگه دستشون به اون دستگاه برسه میتونن بیماریوازبین ببرن ...

وبافتهای بدنشون به حالت اول برمیگرده...من:وای یعنی میتونه کریسولیانونجات بده...من بدون هیچ حرکتی اونجاگوش دادم....سدلر:بایددستگاهوپیداکنیونابودش کنی....من:نه لعنتی.....کروزه:شایدبدردمون بخوره.... سدلر:ازقدرتت راضی نیستی؟...

کروزه:چراراضیم ولی... سدلر:ولی نداره بایدنابودش کنیم نبایدبرای اوناراه نجاتی باشه.....من:وای چطوربه بقیه خبربدم؟....اوناداشتن بطرفم میومدن...منباخودم:خدایاکمکم کن...صلیب گردنموچسبوندم به قلبم....کروزه:بایدازاونطرف بریم یادمه مسیرآزمایشگاه دکتربلانت ازاینطرف بود....

سدلر:بله اونطرفه....اون دکترلعنتی.....اونارفتن دورشدنومن نفس راحتی کشیدم....نمیدونستم بایدکجابرم....اگه تنهادنبال اونامیرفتم حتماهمه چی خراب میشد...بیسیم همراهم نبود...ازاون راه پله بالارفتم ...نیمه های راه یهویکی منوگرفت:هیسسسسسسسسس سروصدانکن خودمم....

من:لیان....لیان:منوببخش...من:الان وقت این حرفانیست اتفاقی حرفای سدلروکروزه روشنیدم اونادستگاهی دارن که میتونه بافتای بدنتونوبحالت اولش برگردونه اون توآزمایشگاه دکتربلانته ....لیان:ازکجامعلوم که راست بگن....

من:کروزه رفت تادستگاهونابودکنه...مابایدقبل ازاون برسیم...میتونیم تووکریسونجات بدیم...میفهمی....لیان:نمیدونم میشه یانه ولی بهرحال آخرین امیدمونه...خب ازکدوم طرف بایدبریم؟...

من:نمیخوای به بقیه خبربدی؟....لیان:نه...بااتفاقایی که افتاده دیگه به چشامم اعتمادندارم درضمن ممکنه ایدابیسیموداده باشه به کروزه وحرفاموبشنوه.....من:باشه عجله کن...سریع ازاون مسیرگذشتیم...من:خدای بزرگ اینجاکه همش آبه پس اون کجارفته؟....

لیان:خب حالاوقتشه ...یه پنل کوچیک ازجیبش درآورد....من:این چیه؟...لیان:کریس گفته بودبه کروزه اعتمادنداره واسه همین بهش ردیاب وصل کردم...من:یعنی نفهمیده؟....

لیان:هنوزمنونشناختی...بیابایدازاون مسیربریم...من:اوق بریم تواون آبای کثیف؟...لیان:توفکربهتری داری؟...من:نه بریم....تازانوتوآب بودیم.....همش احساس میکردم قراره اینجابمیریم چون موجودات ریزوعجیبی توآب درحال گشت بودن....

لیان:بجای گرفتن بازوی من اسلحتوبگیر....من:چی باعث شدبیای دنبالم؟....لیان:کریس ازم خواست...یادت باشه من ارشدم ومسئول سلامت تو....من:حقیقتی که پنهون میکردی همین بود؟....لیان:چطورمگه؟

من:آخه دیگه دستات نمیلرزه....لیان ایستادونگاهی بمن کردوبعدادامه داد:خب همه چیوفهمیدی....لیان باخودش:ایکاش میتونستم بهت بگم تودلم چه آشوبی به پاکردی.....

من:ناراحت نشوولی ازکریس ناامیدشدم....لیان:چرامگه دنبالش نبودی؟....من:وقتی دیگه منونمیخواد....لیان:ولی کریس تورودوسداره بیشترازهرچیزی تودنیااگه اینطورنبودازم نمیخواست کنارت باشم....

لیان باخودش:ایکاش هرگزنمیدیدمتوبه این بیقراری مبتلانمیشدم.....لیان:آندرامیشه یچیزی بپرسم؟....من:البته....لیان:اگه قرارباشه بین منوکریس انتخاب کنی کدوموانتخاب میکنی؟...........

randy بازدید : 63 شنبه 31 فروردين 1392 زمان : 9:51 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
Profile Pic
در این سایت فقط و فقط داستان اپ خواهد شد! داستان ها تو رو اپ کنید تا بچه ها بخونن! این سایت برای وبلاگ داستان های هالیوودی میباشد و مدير اين سايت آوا ست! براي خوندن داستان هاي من به داستانهاي هاليوودي بيايد! سعی کنید داستان هاتون بیشتر درباره هالیوودی ها باشه! هدف از تاسيس این وبلاگ اینکه همه به توانایی هایی های خودشون در زمینه نویسندگی پی ببرن! و به راحتی بتونید داستان ها خودتون رو به نمایش بگذارید! لطفا داستان هاتون رو اپ کنید!
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدوم کاربر داستان های زیبا تری مینویسد!؟






    نظرتون درباره وبمون چیست؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 2624
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 84
  • آی پی امروز : 14
  • آی پی دیروز : 13
  • بازدید امروز : 138
  • باردید دیروز : 30
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 260
  • بازدید ماه : 692
  • بازدید سال : 3,026
  • بازدید کلی : 157,925
  • کدهای اختصاصی