close
تبلیغات در اینترنت
 آرزوی قلبی قسمت17
loading...

دنیای داستانها

حامد:بله خب بگو...آدام:به عشق اعتقادداری؟...حامد:بله خیلی زیاد....میگم فوتبال دوسداری؟...حامد:دوسدارم...آدام:اگه عاشق بشی چیکارمیکنی؟...حامد:خب واسش گل میخرم میفرستم براش... آدام:خب عموبه نظرت چی باعث دوام زندگی میشه؟...حامد:تفاهم...ازخودگذشتگی...آدام:خب یه زن واقعیوازکجامیشه شناخت؟...حامد:این…

آخرین ارسال های انجمن

آرزوی قلبی قسمت17

حامد:بله خب بگو...آدام:به عشق اعتقادداری؟...حامد:بله خیلی زیاد....میگم فوتبال دوسداری؟...حامد:دوسدارم...آدام:اگه عاشق بشی چیکارمیکنی؟...حامد:خب واسش گل میخرم میفرستم براش...

آدام:خب عموبه نظرت چی باعث دوام زندگی میشه؟...حامد:تفاهم...ازخودگذشتگی...آدام:خب یه زن واقعیوازکجامیشه شناخت؟...حامد:این سوالا چیه میپرسی؟...ادام:هیچی همینجور...حامد:خب ازوقارش ...ازمتانتش...مهربونیش...

آدام گوشیشوخاموش کردوگفت:مرسی عموخب من یادم افتادخونه کاردارم میرم خداحافظ....حامد:خیلی عجیبه...ادام بدوبدواومدخونه ...کارلو:خب ضبط کردی؟...ادام:آره حالابایددرستش کنیم....

الکس:من درستش میکنم یجوردرست کنم کیف کنین...آدام:ببینیموتعریف کنیم...الکس فیلموبردخونه ومیکس کرد....شب دادبه کارلو...کارلو:خب بایدصبرکنیم تافرداکه خواهرم برسه وخوب استراحت کنه...

من ومایک رسیدیمومن که خسته بودم بمحض رسیدن به هتل خوابیدم.......صدای دراومد رفتم دروبازکردم مایک پریدتووگفت:کجایی خوشخواب؟....من:اوه مایک باورکن خیلی خسته بودم....

مایک:عیب نداره حالاحاضرشوکه امشب بایدازمراسم گزارش بگیریم حالاهم بریم یه چرخی بزنیم ...من:باشه خب بروبیرون تاحاضرشم...مایک:میشه منم کمکت کنم؟...من:نخرنمیشه بروبیرون....

من حاضرشدموهمراه مایک رفتیم بیرون لب ساحل قدم زدیم....دراین لحظه توخونمون الکس نواروحاضرکرده بودیبارپخشش کرد...کارلو:عالیه مرحبامایک جون باخواهرم بای بای کن...

آدام تلفنوآوردوبه من زنگ زد...من:اوه مایک آدامه...باخوشحالی جواب دادم:سلام پسرم خوبی؟....صدای خنده واینامیومد....من:الوآدام.....کارلووالکس وآدام درحال اجرای نقشه بودن...

مایک:چیشده؟...من:انگارحواسش نبوده گوشیش افتاده به من زنگ زده....میخواستم قطع کنم که صدای آدام اومد...آدام:خب عموحامد کلک میدونستم عاشق پیشه ای....خب ازچیه مامانم خوشت اومده؟

حامد:خب ازوقارش ...متانتش...مهربونیش......منوبگی چشام چارتاشدونفسم تنگ شد....

آدام :حالاواقعامامانمودوسداری؟...حامد:بله خیلی زیاد....همینطورگوش میدادم...آدام:دوسداری باهم ازدواج کنید؟...حامد:دوسدارم....دیگه داشتم ازحال میرفتم اینااصلابرام قابل باورنبود....

آدام:وای خسته شدم بریم یه دست پلی بزنیم....وگوشیونرم نرمک خاموش کرد....کارلو:جیییییییییییییییییییغ عجب فیلمی شد....الکس:کارخودمه دیگه...آدام:مهم ایدش بودکه ازمنه....

مایک:استیسی حالت خوبه؟....من:نه....وازهوش رفتم....مایک:ای وای چیشد؟استیسی...استیسی...خدای من چیکارکنم.....منوبغل کردوبردطرف یه تاکسی....راننده:کجامیریدآقا؟...مایک:بیمارستان عجله کن......

randy بازدید : 49 سه شنبه 3 ارديبهشت 1392 زمان : 14:08 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط سارا در تاریخ 1392/2/5 و 21:53 دقیقه ارسال شده است

وای خدا چی شد؟!!مرسی عاااااالللللیییی بود.شکلک

این نظر توسط niloofar در تاریخ 1392/2/5 و 16:55 دقیقه ارسال شده است

عالي بوووووووووووووووودشکلکشکلکشکلک


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
Profile Pic
در این سایت فقط و فقط داستان اپ خواهد شد! داستان ها تو رو اپ کنید تا بچه ها بخونن! این سایت برای وبلاگ داستان های هالیوودی میباشد و مدير اين سايت آوا ست! براي خوندن داستان هاي من به داستانهاي هاليوودي بيايد! سعی کنید داستان هاتون بیشتر درباره هالیوودی ها باشه! هدف از تاسيس این وبلاگ اینکه همه به توانایی هایی های خودشون در زمینه نویسندگی پی ببرن! و به راحتی بتونید داستان ها خودتون رو به نمایش بگذارید! لطفا داستان هاتون رو اپ کنید!
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدوم کاربر داستان های زیبا تری مینویسد!؟






    نظرتون درباره وبمون چیست؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 2624
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 84
  • آی پی امروز : 14
  • آی پی دیروز : 13
  • بازدید امروز : 103
  • باردید دیروز : 30
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 225
  • بازدید ماه : 657
  • بازدید سال : 2,991
  • بازدید کلی : 157,890
  • کدهای اختصاصی