close
تبلیغات در اینترنت
 قدمهای مرده قسمت18
loading...

دنیای داستانها

من:نمیرم هرچی هست بهتره بدونم....کریس:گفتم بروالان....سدلر:آره بروبرای نجات نامزدت تلاش کن....من اهسته عقب کشیدمورفتم اونطرف....لیان:خب سدلروقتشه تاوان خیلی چیزاروپس بدی.... سدلر:بیاین یه معامله بکنیم...قدرت درمقابل اون فرمول...کریس:اینقداحمق نیستم که خودمواسیرتوبکنم...سدلر:تواسیرمن هستی...وعینکشوبرداشت...باچشای قرمزش به کریس خیره شد... لیان:کریس مراقب باش...کریس کم کم تحت اطاعت اون میشد...لیانوبادست عقب داد...دودست ازپشتش دراومدچشاش قرمزشد....رگهاش بالازده بود...کریس:خب سدلرحالابرابرشدیم.... سدلروکریس…

آخرین ارسال های انجمن

قدمهای مرده قسمت18

من:نمیرم هرچی هست بهتره بدونم....کریس:گفتم بروالان....سدلر:آره بروبرای نجات نامزدت تلاش کن....من اهسته عقب کشیدمورفتم اونطرف....لیان:خب سدلروقتشه تاوان خیلی چیزاروپس بدی....

سدلر:بیاین یه معامله بکنیم...قدرت درمقابل اون فرمول...کریس:اینقداحمق نیستم که خودمواسیرتوبکنم...سدلر:تواسیرمن هستی...وعینکشوبرداشت...باچشای قرمزش به کریس خیره شد...

لیان:کریس مراقب باش...کریس کم کم تحت اطاعت اون میشد...لیانوبادست عقب داد...دودست ازپشتش دراومدچشاش قرمزشد....رگهاش بالازده بود...کریس:خب سدلرحالابرابرشدیم....

سدلروکریس درگیرشدن این جدال خونینی بود...لیان به آندرافکرمیکرد..اگه کروزه سراغش رفته باشه چی؟...ولی نمیتونست کریسوتنهابذاره...تصمیم سختی بودولی بالاخره تصمیم گرفت بره دنبال آندراودستگاهوپیداکنه...

آندرااتاقهارومیگشت..._دنبال چی هستی خانوم کوچولو؟...آندرا:کروزه مزاحم نشومیکشمت...کروزه:اوه جدی؟به امتحانش می ارزه...یقه اندراروگرفت...

آندرابالگدخودشوکنارکشید...کروزه:بدنبودولی مجبورم تمومش کنم کوچولو...بطرف آندراحمله کرد...آندرامیدونست درمقابلش شانسی نداره ولی امیدشوازدست نداد...

لگدمحکمی به چونه کروزه زد...اون خشمگین ترشد....محکم موهای اندراروگرفت واونوبطرف دیوارپرت کرد....همینطورکه کروزه بطرفش میومدیه اجربرداشت وبه سرکروزه زد...

تنهاکاری که به ذهنش رسیدفراربود...

لیان به دنبال آندرامیگشت...دراتاقی روبازکرد...:اوه...اوه خدا بزرگ پیداش کردم...اون دستگاهی بودکه میتونست پایان خوشی به این ماجرابده...سریع ازاتاق اومدبیرون ولی باهمون موجودمواجه شد...قبل ازاینکه کاری انجام بده...

 یه ضربه دریافت کردوزمین خورد...کمی خون بالاآورد...دیدش تاربودولی خشابشوپرکردونشونه گرفت...

کریس وسدلرکماکان درحال جدال بودن...سدلر:دادن نیروبه تواشتباه بدی بودولی ازبین میبرمت...کریس مشتی به سینش زدوگفت:این فرمولی بودکه خودم بدست آوردم.....

سدلر:ولی هنوزضعیفی کریس....تبادل مشتولگدها ادامه داشت ...هیچ یک نمیخواست درمقابل دیگری کوتاه بیاد....

آندرادرحال دویدن بود که ناگهان یکی ازشیشه هاشکستولیان ازش افتادبیرون...اندرا:لیان چراکریسوتنهاگذاشتی؟....لیان:دستگاهوپیداکردم اندرا....هردوبه اون موجودنگاه کردن...کروزه:خب عالیه باهم ازشرتون خلاص میشم...

آندرادیگه امیدی نداشت...لیان آندراروبغل کردوخوابوندروزمین....صدای تیراندازی بلندشد...

_یوهومااومدیم بچه ها...این صدای گیلبرت وشووابود...هرجومرج بدی بودآندراباسرعت بدنبال کریس دوید...دردرواحساس نمیکرد...بایک دست پهلوشوگرفته بود...وارداتاق شد...:کریس بیا....کریس:تواینجاچیکارمیکنی؟....آندراازدیدن کریس دراون وضعیت شوکه شد..یعنی کریس واقعابه یکی ازاوناتبدیل شده بود....

آندرا:کریس بایدبیای....سدلر:مزاحم نشودخترجون...سونیا:سدلروقتشه تاوان خیلی چیزاروبدی...کریس توباآندرابرو....اندرابزورکریسوکشیدوبطرف اون اتاق برد...وقتی رسیداثری ازاون موجودوکروزه نبود....

آندرا:لیان ..کریس وقتشه...لیان وکریس باهم وارداتاق شدند...دربسته شد...گیل:نترس اندراهمه چی درست میشه...آندراآهسته زانوزد...شووا:خدای من توتیرخوردی...

 

randy بازدید : 66 جمعه 6 ارديبهشت 1392 زمان : 18:33 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
Profile Pic
در این سایت فقط و فقط داستان اپ خواهد شد! داستان ها تو رو اپ کنید تا بچه ها بخونن! این سایت برای وبلاگ داستان های هالیوودی میباشد و مدير اين سايت آوا ست! براي خوندن داستان هاي من به داستانهاي هاليوودي بيايد! سعی کنید داستان هاتون بیشتر درباره هالیوودی ها باشه! هدف از تاسيس این وبلاگ اینکه همه به توانایی هایی های خودشون در زمینه نویسندگی پی ببرن! و به راحتی بتونید داستان ها خودتون رو به نمایش بگذارید! لطفا داستان هاتون رو اپ کنید!
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدوم کاربر داستان های زیبا تری مینویسد!؟






    نظرتون درباره وبمون چیست؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 2624
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 84
  • آی پی امروز : 12
  • آی پی دیروز : 36
  • بازدید امروز : 53
  • باردید دیروز : 65
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 300
  • بازدید ماه : 1,010
  • بازدید سال : 4,687
  • بازدید کلی : 159,586
  • کدهای اختصاصی