close
تبلیغات در اینترنت
 آرزوی قلبی قسمت26
loading...

دنیای داستانها

رویا:یکم سوال پیچش کن دختر..کجامیری باکی میری؟....من:راستشوبخواین دارم کم کم منصرف میشم....الکس:چیییییییییییییییییییییییییییی؟...آدام:آفرین مامان....من:مگه شماتواتاق نبودین؟...آدامکخب حالاکه نیستیم...الکس:خاله خودم بزرگ میشم میگیرمت....همه زدن زیرخنده...من:ازخدام باشه پسربه این خوبی....   من:خب کم کم بایدبریم شب برنامه دارم....دیا:خوش اومدی...ویلیام:مراقب خودت باش...رویا:آره وتوفکرنروعزیزم...الکس:اممممممممممممممممممممممممماچ خاله جونم...   رفتیم خونه...   کارلویجورناآرامی بودهمش بامبایلش…

آخرین ارسال های انجمن

آرزوی قلبی قسمت26

رویا:یکم سوال پیچش کن دختر..کجامیری باکی میری؟....من:راستشوبخواین دارم کم کم منصرف میشم....الکس:چیییییییییییییییییییییییییییی؟...آدام:آفرین مامان....من:مگه شماتواتاق نبودین؟...آدامکخب حالاکه نیستیم...الکس:خاله خودم بزرگ میشم میگیرمت....همه زدن زیرخنده...من:ازخدام باشه پسربه این خوبی....

 

من:خب کم کم بایدبریم شب برنامه دارم....دیا:خوش اومدی...ویلیام:مراقب خودت باش...رویا:آره وتوفکرنروعزیزم...الکس:اممممممممممممممممممممممممماچ خاله جونم...

 

رفتیم خونه...

 

کارلویجورناآرامی بودهمش بامبایلش ورمیرفت....بعدازشام حاضرشدم برم...حامدتنهااومدخونمون....من:سلام حامدخوش اومدی...حامد:ممنون حاضرشوبریم...کارلو:منم میام...من:باشه بیا....

 

رفتیم تواستودیو...کیانا:سلام عشقم...وحامدوبغل کرد...راستش این کارابه حامدنمیومد...مایک کمی بعدازمااومدومن مشکوک شدم نکنه واقعاباکسی بوده....رفتم روسن...

 

بامهمانهاکه چندتادانشجوبودن گفتگوداشتم...ولی خب همه حواسم به مایک بودکه بالذت بمن نگاه میکردوازدوربوس میفرستاد....باعث اعتمادبنفسم میشد....بعدازاتمام برنامه...مهمونارفتن...آرایشموپاک کردم...

 

سونیاوپوریابدوبدورفتن...مایک میخواست بره که کارلوبازوشوگرفتوگفت:کجابااین عجله آقای دامادصبرکن امشب کارت دارم...من داشتم فکرمیکردم :خب اگه مایک بامن بهم بزنه میرم باحامدازدواج میکنم...ولی نه.. اون کیاناحتمانمیذاره...پس بایدچیکارکنم...

 

ازاتاق اومدم بیرون..و............

 

من:خدای بزرگ اینجاچه خبره.....مایکوکارلودست به یقه بودنوحامدداشت جداشون میکرد...من:چیشده؟...کارلو:چه خوب اومدی بیادلیل اون همه حرفاموببین...نامزدعزیزت بادوسدخترزیباش....

 

حامدچندتاعکس دستم دادوگفت:ببخشیدکه زودترنگفتم...من:توم میدونستی؟...کارلو....کارلو:خب آقای پرادعایه چیزی بگو...چراخفه خون گرفتی...

 

من:مایک ایناچیه؟...

 

مایک:بذاربرات توضیح بدم....من حلقه رودرآوردموآروم گذاشتم تودستشوگفتم:نمیخوادتوضیح بدی...همه چی برام تموم شده مایک.....ناراحت نباش مجبورنیستی تحملم کنی استعفامیدم...

 

باگریه بیرون رفتم..پشت سرم کارلودویدوماشینوروشن کرد....هیچی نگفت..منم چیزی نگفتم...دنیابرام سیاه شده بود....ازهمه بدتراینکه بیکارشده بودم....

 

رسیدیم خونه...دویدم تواتاقودروبستم...آدام:دایی چی شده؟...کارلو درحالیکه سرآداموبخودش تکیه دادگفت:بامایک بهم زدن همه چی تموم شد....ادام:واقعا..هوراااااااااااااا

 

روتخت نشستم ...نمیدونستم ازچی فرارمیکنم...ازکی...این من بودم...یه زن تنهابایه بچه....نه ..ولی حالاواقعااحساس ترس میکردم....رفتم اونطرف تخت...روزمین نشستم...زانواموبغل کردم...بغض امونم نداد...

 

گریه کردم...کارلوپشت درنشسته بود...نمیدونست چطوربایدبامن روبروبشه..گریه های من تمومی نداشت...تاصبح گریه کردم...دم دمای صبح بود...ازجام بلندشدم..بالاخره من کارلووآداموداشتم که بایدبخاطرشون زندگی میکردم...

 

آروم دروبازکردم...کارلوتکونی خوردوبیدارشد...ازجاش بلندشدوآهسته چشاشومالید....بهم خیره شدیم...کارلو:من...من...آهسته بغلش کردم...چشاشوبستوهمونطورکه منوتکون میدادموهامونوازش میکرد....

 

 

randy بازدید : 50 چهارشنبه 15 خرداد 1392 زمان : 9:53 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
Profile Pic
در این سایت فقط و فقط داستان اپ خواهد شد! داستان ها تو رو اپ کنید تا بچه ها بخونن! این سایت برای وبلاگ داستان های هالیوودی میباشد و مدير اين سايت آوا ست! براي خوندن داستان هاي من به داستانهاي هاليوودي بيايد! سعی کنید داستان هاتون بیشتر درباره هالیوودی ها باشه! هدف از تاسيس این وبلاگ اینکه همه به توانایی هایی های خودشون در زمینه نویسندگی پی ببرن! و به راحتی بتونید داستان ها خودتون رو به نمایش بگذارید! لطفا داستان هاتون رو اپ کنید!
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدوم کاربر داستان های زیبا تری مینویسد!؟






    نظرتون درباره وبمون چیست؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 2624
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 84
  • آی پی امروز : 41
  • آی پی دیروز : 66
  • بازدید امروز : 144
  • باردید دیروز : 125
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 378
  • بازدید ماه : 2,191
  • بازدید سال : 12,022
  • بازدید کلی : 166,921
  • کدهای اختصاصی
    کسب درآمد از پاپ آپ