close
تبلیغات در اینترنت
 آرزوی قلبی قسمت28
loading...

دنیای داستانها

من خیلی شادبودم...رومبل نشستم آداموکارلودوطرفم نشستن ومنوبغل کردن...من:دوستون دارم دنیای منین...کارلو:خب اینم ازمشکل کار...ازفردابازم توروخندان میبینم...من:آره... توهمین فکرابودم که زنگ دروزدن...فکرکردم ویلیامه ولی اینبارالکس بود...من:الکس..خوش اومدی...الکس:بگوخوش اومدین...یدفه چندتادختراومدن…

آخرین ارسال های انجمن

آرزوی قلبی قسمت28

من خیلی شادبودم...رومبل نشستم آداموکارلودوطرفم نشستن ومنوبغل کردن...من:دوستون دارم دنیای منین...کارلو:خب اینم ازمشکل کار...ازفردابازم توروخندان میبینم...من:آره...

توهمین فکرابودم که زنگ دروزدن...فکرکردم ویلیامه ولی اینبارالکس بود...من:الکس..خوش اومدی...الکس:بگوخوش اومدین...یدفه چندتادختراومدن جلودروگفتن:سلااااااااااااااااااااااام...من:خوش اومدین بیاین تو...

اونااومدن تووآدام باهاشون خوشوبش کردوهمه نشستن...من:خب دخترامعرفی کنین...آوا:من آواهستم عروستون...پانیذ:دروغ میگه من پانیذم عروستون...نگین:بروبابا من یکی یه دونه ی پسرتونم....درسا:من فقط همکلاسیشم...

صوفیا:منم عشقشم صوفیا...پریسا:منم کلانترمحلم...همه زدن زیرخنده...من:خوشوقتم دخترا...خب چطورشدکه اومدین اینجا؟...نگین:خب اومدیم یچیزی بپرسیم...آوا:نگوبابازشته...پانیذ:نخیربپرسین تکلیفمون روشن شه....الکس:زشته باباناراحت میشن...

من:هرچی هست بپرسین ناراحت نمیشم...درسا خودشوجمع کردوگفت:اهم من میگم...آدام واقعی کجاس؟...من:چی؟...پریسا:خانوم مگه ماخنگیم که باورمون بشه یه شبه آدام بزرگ شده...نگین:آدام ماکو؟...آوا:درست صحبت کنین بامادرشوهرم...خانوم شوهرموکجابردی؟....

کارلو:بسه ایناچیه میپرسین زشته؟...من:نه کارلوبذاربپرسن...خب یعنی میگین این آدام نیست؟...همه باهم نهههههههههههههههههه...الکس:نه ونکمه بی ادبا....من:چیشدکه به این نتیجه رسیدین..

صوفیا:هرچی هست روبگین ازاولش...آدام:دخترای بد...الکس توچراایناروآوردی اینجا؟....الکس:چیکارکنم تهدیدم کردن منم ترسیدم...من:خب نمیدونم چی بگم شب تولدش آرزوکردم پسرم بزرگ بشه همین...آدام:منم آرزوکردم مامانم جوون بشه...

آوا:یعنی بایه آرزوهمه چی عوض شد...مابنظرتون گوش درازیم دیگه...پانیذ:بی ادب نگو...ایناقصه حسین کرده راستشوبگین...من:ای باباخب یه راهی برای اثباتش بایدباشه...

پریسا:تست دی ان ای بدین...من:چی؟خب یه راه راحتترنیست؟...نگین:ازکجامعلوم شمافضایی نباشین...من:نه بابانیستیم...آدام یچیزی بگوپسرم....آدام:چی بگم ..همتونوطلاق میدم بی ادبامامانموناراحت کردین...

کارلو:صبرکنین...یه خاطره خیلی خصوصی که فقط آدام بدونه ازش بپرسین اگه بلدبودخودشه....دختراکمی باهم مشورت کردنوروکاغذیچی نوشتنودادن دست آدام...آدام کاغذوبازکردوگفت:وااااااااااااااااای نه این خیلی بده نمیشه یچی دیگه بگم...

آوا:نه بگویالا...آدامم نوشتوداددستشون...اوناخوندنوگفتن:اااا وای آدام جون خودمونه...

همه بطرف ادام هجوم بردنوبغلش کردن...کارلوکاغذوخوندودستشوگذاشت رودهنش:وای این چیه دیگه....من:بده منم بخونم...کارلوکاغذومچاله کردوگفت:خیلی زشته ولش کن...

الکس:وای دخترارحم کنین له شدم...دختراکمی عقب رفتن...آدام که سروصورتش قرمزشده بودگفت:حالاشکتون برطرف شدیانه...همه:آرهههههههههههه...الکس:زهرمار...مارزبونتونوگازبگیره که به آدام جونم شک داشتین...آوا:خب اخه باورکردنی نبود...پانیذ:دقیقا...پریسا:حالانکه توهفس این ادامتون....

من:هاااآدام لیاقتت کتکه که خودم بهت بزنم این چه المشنگه ایه راه انداختی...اینهمه عروس واسه چمه...آدام:بفرماهمسرانم مادرموناراحت کردین بایدطلاقتون بدم...یهوهمه دختراپریدن بغلموگفتن:توروخدانههههههههههه..

من:باشه باشه آدام مال خودتون...آی کمرم نمیدونم چراهمچین دلدردگرفتم...آوا:آدام بیایچی بهت بگم...من یهوحالت تهوع گرفتم ورفتم دسشویی...همه باتعجب بهم خیره شدن...

کارلو:شمام بهمون فکرمیکنین نه؟...آدام:مامانم حاملس؟

randy بازدید : 68 چهارشنبه 15 خرداد 1392 زمان : 9:56 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
Profile Pic
در این سایت فقط و فقط داستان اپ خواهد شد! داستان ها تو رو اپ کنید تا بچه ها بخونن! این سایت برای وبلاگ داستان های هالیوودی میباشد و مدير اين سايت آوا ست! براي خوندن داستان هاي من به داستانهاي هاليوودي بيايد! سعی کنید داستان هاتون بیشتر درباره هالیوودی ها باشه! هدف از تاسيس این وبلاگ اینکه همه به توانایی هایی های خودشون در زمینه نویسندگی پی ببرن! و به راحتی بتونید داستان ها خودتون رو به نمایش بگذارید! لطفا داستان هاتون رو اپ کنید!
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدوم کاربر داستان های زیبا تری مینویسد!؟






    نظرتون درباره وبمون چیست؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 2624
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 84
  • آی پی امروز : 14
  • آی پی دیروز : 13
  • بازدید امروز : 126
  • باردید دیروز : 30
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 248
  • بازدید ماه : 680
  • بازدید سال : 3,014
  • بازدید کلی : 157,913
  • کدهای اختصاصی