close
تبلیغات در اینترنت
 آرزوی قلبی قسمت33
loading...

دنیای داستانها

کارلو:بگو...آدام:خدایارحم کن...من:من ازفردامدیرهماهنگی شرکت هستم...یکم سرم شلوغ میشه ولی سعی میکنم محیط سالم وآروم خونه روحفظ کنم...گذشته هرچی که بودتموم شد...ودیگه قابل برگشت نیست بنابراین کنارش میذاریم... من یه زندگی آروم وپرازشادی برای هرسه نفرمون میخوام...سیم کارتمودرآوردموانداختم…

آخرین ارسال های انجمن

آرزوی قلبی قسمت33

کارلو:بگو...آدام:خدایارحم کن...من:من ازفردامدیرهماهنگی شرکت هستم...یکم سرم شلوغ میشه ولی سعی میکنم محیط سالم وآروم خونه روحفظ کنم...گذشته هرچی که بودتموم شد...ودیگه قابل برگشت نیست بنابراین کنارش میذاریم...

من یه زندگی آروم وپرازشادی برای هرسه نفرمون میخوام...سیم کارتمودرآوردموانداختم رومیزوگفتم:خیلی چیزابایدتغییرکنه...من برای موفقیت درخونه وشرکت به کمک هردوتون نیازدارم...

آدام:تصمیم خوبیه مامان ...کارلو:آره این وضعیت باعث خستگیمون شده بود..خب برنامت برای فرداچیه؟...من:خب نگران کارای خونه که نبایدباشیدچون شخصاانجام میدم آدام توبایدمراقب وضعیت درسیت باشی وبازیگوشی نکنی..

کارلوتوهم همینطورشرکت بجزروزای یکشنبه بعضی روزام نیمه وقت کارمیکنه ودراین زمان میتونیم باهم به خریدیاتفریح بریم...آدام:مامان یعنی باقی روزاپیشمون نیستی؟...من:چراپسرم ولی اگه کارازیادباشه ناهاربرنمیگردم..

کارلو:من حرفی ندارم بشرطی که بخودت فشارنیاری...من:نگران نباش روزای خوبی درانتظارمونه...آدام:ولی من حرف دارم...من:بگوپسرم...آدام:خب من دوسدارم وقتموباتوبگذرونم...

من:پسرم وقت داریم باهم بگذرونم...آدام:ولی من دوسدارم بیشترباهم باشیم...من:برنامه ریزی میکنم که وقت بیشتری باهم باشیم البته اگه وقت کنی...کارلو:چطورمگه؟...من:خب تصمیم گرفتم ماهانه مبلغی روبرای آدام کناربذارم تا...

آدام:وای مامان چی میخوای بگی؟...من:میخوام کلاس پیانوثبت نامش کنم...کارلو:پس من چی؟..من:برنامه کلاس گیتارتوهم سرجاشه...کارلو:به به چه شود....آدام:وای عاشقتم مامان...

من:ولی شرط داره اونم اینه که نمرات خوبی بگیریدوحرف گوش کن باشید...خب حالابریم بخوابیم که فردابایدزودبریم سراغ کارامون...آدام:فرداتعطیله مامان...من:جدی؟یادم نبود...خب فردامیریم گردش...

اونشب خیلی خوب بود...همه شادبودیم...ازپنجره بیرونونگاه کردم...کارلوکنارم اومدوگفت:خانوم مدیر...من:ههه نمیدونم اونروزحامدقراربودچی بگه....کارلو:مهم نیست اگه مهم بودبازم میومدومیگفت...

من:آره نبایدمهم باشه من دوسدارم همه چی عوض بشه...کارلو:همه چی؟...من:نه همه چی...ولی دوسدارم روزای خوبی رورقم بزنم...کارلو:میزنی مطمئنم...

فرداصبح همراه دوتاپسرابه فروشگاه شهررفتیم....خریدای هفتگی روانجام دادم میخواستم مثل همیشه چی پوف برای صبحانه بردارم وطبق معمول دستم نرسید...رونوک پنجه بلندشدموخودموکش آوردم که برش دارم....

که یه نفراونوبسته روبرداشت...برگشتم..نگاه ملتمسانه ای بهم کردوگفت:مثل همیشه اینجایی...بیااینم بسته ات...من باعصبانیت رومواونورکردموبسته دیگه ای برداشتموگفتم:نیازی به کمکت ندارم مایک...

randy بازدید : 81 چهارشنبه 15 خرداد 1392 زمان : 10:04 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط حامد در تاریخ 1392/3/20 و 12:39 دقیقه ارسال شده است

aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii!!!!!!!!!!!!!!!!!! Boooo000dشکلکشکلک


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
Profile Pic
در این سایت فقط و فقط داستان اپ خواهد شد! داستان ها تو رو اپ کنید تا بچه ها بخونن! این سایت برای وبلاگ داستان های هالیوودی میباشد و مدير اين سايت آوا ست! براي خوندن داستان هاي من به داستانهاي هاليوودي بيايد! سعی کنید داستان هاتون بیشتر درباره هالیوودی ها باشه! هدف از تاسيس این وبلاگ اینکه همه به توانایی هایی های خودشون در زمینه نویسندگی پی ببرن! و به راحتی بتونید داستان ها خودتون رو به نمایش بگذارید! لطفا داستان هاتون رو اپ کنید!
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدوم کاربر داستان های زیبا تری مینویسد!؟






    نظرتون درباره وبمون چیست؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 2624
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 84
  • آی پی امروز : 14
  • آی پی دیروز : 13
  • بازدید امروز : 91
  • باردید دیروز : 30
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 213
  • بازدید ماه : 645
  • بازدید سال : 2,979
  • بازدید کلی : 157,878
  • کدهای اختصاصی