close
تبلیغات در اینترنت
 dirty love part 3
loading...

دنیای داستانها

دختر بیچاره که حسابی شکه شده بود دستش رو صورتش بودو فقط به در نگاه میکرد بعد چند ثانیه به خودش اومدو سمت من برگشتو داد زد:تو دیگه کی هستی عوضی(با گریه) من:اممم...من ادامم  -اینجا چه غلطی میکنی؟ -خوب مبدونی جریان داره...اول...خوب راستش...همسایه بالایی تونم -چرا چرت میگی؟اونجا که یه پیرمرد بدبخت زندگی میکنه -خوب...من پسرشم سرشو با کلافگی تکون دادو گفت:اون اصلا زن نداره رفت سمت تلفن که به پلیس زنگ بزنه  من:نه نه نه...داری چی کار میکنی؟صب کن صب کن خواهش میکنم همه چیزو برات توضیح میدم دختره…

آخرین ارسال های انجمن

dirty love part 3

دختر بیچاره که حسابی شکه شده بود دستش رو صورتش بودو فقط به در نگاه میکرد

بعد چند ثانیه به خودش اومدو سمت من برگشتو داد زد:تو دیگه کی هستی عوضی(با گریه)

من:اممم...من اداممlaugh 

-اینجا چه غلطی میکنی؟

-خوب مبدونی جریان داره...اول...خوب راستش...همسایه بالایی تونم

-چرا چرت میگی؟اونجا که یه پیرمرد بدبخت زندگی میکنه

-خوب...من پسرشم

سرشو با کلافگی تکون دادو گفت:اون اصلا زن نداره

رفت سمت تلفن که به پلیس زنگ بزنه 

من:نه نه نه...داری چی کار میکنی؟صب کن صب کن خواهش میکنم همه چیزو برات توضیح میدم

دختره چشماشو ریز کردو با قیافه منتظر جلوم ایستاد

سرمو یه کم گردوندم تا خونه رو یه برسی کنم رفتم کنار یه میز که یه گلدون سرامیک روش بود ایستادم به میز تیکه دادمو گفتم:خیلی خوبه!خونه خیلی زیبایی داری

-این فوضولیا به تو نیومده

-باشه بابا اروم باش دستمو زدم کنار میزو بهش اشاره کردم که بیاد اینجا

-خوب من داشتم فرار میکردم

همین طور که داشتم باهاش صحبت میکردم فکر پلیدی به سرم زد دختره هم جلوتر اومدو کنار میز ایستاد دیگه وقتشه که اون فکرو عملی کنم

-فرار؟از کی؟

-از اونایی که اون پایین هستن

تا اینو گفتم سرشو از پنجره بیرون کرد تا ببینه کیا رو میگم منم از فرصت استفاده کردم الان بهترین موقعیت بود گلدونو از رو میز برداشتمو پشت سرم پنهانش کردم اروم به سمتش قدم برمیداشتم دختره باتعجب سمت من برگشت

-اونا که پلیسن!!!!

-اووومم...اره همین طوره بعد با یه حرکت ناگهانی گلدونو بیرون اوردمو کوبوندم تو سرش اونم نقش بر زمین شد

-متاسفم نباید منو میدیدی

گوشیمو در اوردمو به تام زنگ زدم

بوق بوق بوق همش از این میترسیدم که اون گیر افتاده باشه

بالاخره برداشت 

-بله

-اووووف برداشتی 

-تو کجایی پسر؟

-نپرس نمیدونی چی شده

-گیر افتادی؟

-البته که نه جریانش مفصله بعدا باید برات بگم

-باشه عجله کن تا امشب خودتو برسون خونه وگرنه گیر میفتی 

همین جور که داشتم با تامی حرف میزدم توی خونه رو هم یه گشتی میزدم تا اسلحمو پیدا کنم جالب بود که پشمک پیداش نبود!

تامی:حواست به منه؟

من:اره بابا دارم گوش میدم بگو

در یه اتاقو باز کردم من:وااااااااااای خدای من باورم نمیشه

تامی:چی شد ادام حالت خوبه؟...ادام؟ادااام؟

من:تامی این دختره لعنتی یه پلیسه

-از کجا فهمیدی؟

-این عکسا...وحشتناکه

-ادام همین الان از اونجا بیا بیرون سریععععععع

-نمیتونم بیرون پر پلیسه

-لعنتی!ببینم دستاشو که بستی؟

-دستاش؟

همون لحظه صدای دختره اومد 

اگه از جات تکون بخوری یه گوله حرومت میکنم(در حالی که از پشت سر لوله تفنگش روی سرم بود)

مینا لمبرت بازدید : 101 یکشنبه 06 مرداد 1392 زمان : 23:58 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط Panpan در تاریخ 1392/5/15 و 15:19 دقیقه ارسال شده است

واييي الان آدام رو با كتك چپ و راست ميكنهشکلک
پاسخ : نه بابا نگران نباش شوهرت سالمه

این نظر توسط Sara در تاریخ 1392/5/12 و 0:49 دقیقه ارسال شده است

Khaily galeb bod merci شکلک
پاسخ : مرسی از تو که خوندی

این نظر توسط pamela در تاریخ 1392/5/10 و 19:02 دقیقه ارسال شده است

چه شانس مزخرفيشکلک
پاسخ : خخخخخخ صب کن از این بدترم میشه

این نظر توسط Dorsa در تاریخ 1392/5/10 و 12:48 دقیقه ارسال شده است

اوووه اوووه...بد هیجانی شد...دختره پلیس از آب دراومد...شکلکشکلکشکلک
ببینیم توقسمت بد چیکار میکنه!!شکلکشکلک
عالیییییییییییی!شکلکشکلک
پاسخ : مرسی گلم لطف داریشکلک

این نظر توسط faeze در تاریخ 1392/5/8 و 16:42 دقیقه ارسال شده است

این باباتم خنگه ها! :|
واس چی دستای دختره رو نبست؟شکلک
نگران نباش....خودم میرم نجاتش میدم!شکلک
پاسخ : الان دختره تحویلش میده مامانی
اپ کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این نظر توسط zizi در تاریخ 1392/5/7 و 20:10 دقیقه ارسال شده است

وای خداجونم...نزن توروخدااااااااااااااا...پسرم...............ای دادبیداد...مرسی
پاسخ : خواهش میشهشکلک)))
مرسی از تو که خوندی

این نظر توسط Negin Ell در تاریخ 1392/5/7 و 14:43 دقیقه ارسال شده است

وای خدا چه هیجانی شد شکلک من میترسمممشکلک
پاسخ : نترس اگه به ادامه حالا حالاهاا زنده میمونه

این نظر توسط رومینا جون در تاریخ 1392/5/7 و 13:55 دقیقه ارسال شده است

یعنی شانس گند به این میگناشکلک
عالی بود دخملمشکلکشکلک
پاسخ : واقعا:|


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
Profile Pic
در این سایت فقط و فقط داستان اپ خواهد شد! داستان ها تو رو اپ کنید تا بچه ها بخونن! این سایت برای وبلاگ داستان های هالیوودی میباشد و مدير اين سايت آوا ست! براي خوندن داستان هاي من به داستانهاي هاليوودي بيايد! سعی کنید داستان هاتون بیشتر درباره هالیوودی ها باشه! هدف از تاسيس این وبلاگ اینکه همه به توانایی هایی های خودشون در زمینه نویسندگی پی ببرن! و به راحتی بتونید داستان ها خودتون رو به نمایش بگذارید! لطفا داستان هاتون رو اپ کنید!
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدوم کاربر داستان های زیبا تری مینویسد!؟






    نظرتون درباره وبمون چیست؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 2624
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 84
  • آی پی امروز : 42
  • آی پی دیروز : 66
  • بازدید امروز : 156
  • باردید دیروز : 125
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 390
  • بازدید ماه : 2,203
  • بازدید سال : 12,034
  • بازدید کلی : 166,933
  • کدهای اختصاصی
    کسب درآمد از پاپ آپ