close
تبلیغات در اینترنت
 dirty love
loading...

دنیای داستانها

-تلفنتو قطع کن بدون این که هیچ حرفی بزنی تلفن رو قطع کردمو پرتش کردم روی زمین -خوبه حالا اسلحه رو اروم بذار روی زمین من:اسلحه مو پشمک برده دست من نیس -پشمک دیگه کیه؟ -چمیدونم همون سگت دیگه اسمش چی بود؟ -به تو مربوط نیس راه بیوفت بعد به طور وحشتاکی سر اسلحه شو فرو کرد تو کمرم تا منو به…

آخرین ارسال های انجمن

dirty love

-تلفنتو قطع کن بدون این که هیچ حرفی بزنی

تلفن رو قطع کردمو پرتش کردم روی زمین

-خوبه حالا اسلحه رو اروم بذار روی زمین

من:اسلحه مو پشمک برده دست من نیس

-پشمک دیگه کیه؟

-چمیدونم همون سگت دیگه اسمش چی بود؟

-به تو مربوط نیس راه بیوفت بعد به طور وحشتاکی سر اسلحه شو فرو کرد تو کمرم تا منو به سمت جلو هل بده

-اخخخخ یواش تر داری منو کجا میبری؟

-دارم میبرمت پایین تحویلت بدم به همونایی که ازشون فرار میکردی

رنگ از روم پرید شروع کردم به التماس کردن ولی هیچ فایده ای نداشت انگار قلبش از سنگ بود البته حق داشت اگه منم اون کشیده رو از دوس پسرم میخوردم الان همون حالو داشتم

من:هی ببین خواهش میکنم میتونیم با هم کنار بیایم

-من علاقه ای ندارم با دزدا کنار بیام راه بیفت بعد دوباره منو سمت جلو هل داد

-ببین اگه منو تحویل ندی میرم به دوس پسرت همه چیزو توضیح میدم

-نه بابا...چه قد تو فداکاری...

-دارم جدی میگم 

-لازم نکرده که توضیح بدی وقتی افتادی پشت میله های زندان خودش همه چیزو میفهمه

از دهنم در رفتو داد زدم:یعنی تو میخوای اونو ببخشی بعد از این کاری که باهات کرد؟حتی بهت اجازه توضیح هم نداد

یه لحظه دختره سر جاش متوقف شده اروم زیر زیرکی به پشت سرم نگاه کردم که ببینم چی شده دستاش داشتن میلرزیدن اشک توی چشماش جمع شده بودو سر دماغش قرمز کرده بود نه خوشم اومد مث اینکه نقطه ضعف این خانوم پلیسه رو پیدا کردمenlightened خیلی ارمو شمرده به صحبتام ادامه دادم:دوس نداری به جزای کاراش برسه؟هااان؟حتما بعد که منو انداختی پشت اون میله ها اون میادو ازت معذرت خواهی میکنه تو هم همه اون کارا رو فراموش میکنی و قبول میکنی مگه نه؟

خیلی حواسم بود جوری حرف بزنمکه باعث نشه از دستم عصبانی بشه چون اون موقع دیگه کارم تموم بود فقط چندتا پله با زندان فاصله داشتم

یه قطره اشک از تو چشماش که مث یه کاسه خون قرمز شده بود پایین اومدو روی گونه هاش سر خورد با بغض سرشو پایین گرفتو گفت:اون عوضی همیشه همین کارو با من میکنه میدونه که من دیونه وار عاشقشمو همیشه برا همین موضوع منو جلو همه داغون میکنه بعد میاد برای معذرت خواهی منه احمقم همیشه میبخشمش

خیلی اروم برگشتم سمتش اشکاش حتی توان درست نفس کشیدنم ازش گرفته بودن دستمو بردم طرف صورتشو اشکاشو پاک کردم بعد چونشو گرفتمو صورت کوچیکشو بالا اوردمو به چشماش خیره شدم ادامه دادم:اگه منو تحویل ندی منم بهت قول میدم کاری کنم که این دفعه تو اونو جلوی همه خرد کنی 

دستشو کشید رو صورتشو دوباره اسلحشو بالا اورد 

-تو هم مث اونی اصلا همتون مث هم هستین فقط دروغ میگین

-من بهت قول میدم

-اونم خیلی وقتا بهم قول میداد که دیگه این کارو با من نمیکنه ولی همش دروغ بود(باجیغ) تو هم مث اون اصلا از کجا باید بهت اعتماد کنم؟

من:خوب...اممم...اهان فهمیدم

-چیو؟

-ببین من کلی جواهراتو اشیا قیمتی سرقت کردم اونا هم الان دنبال همون چیزان من میتونم اونا رو بهت به عنوان گرو بدم بعد وقتی تو رو به خواستت رسوندم تو منو ازاد میکنی البته با جواهرا

چشماشو ریز کردو بهم خیره شد 

-ببینم اونا الان کجان؟

-پشت یخچال خونت

یه کم فکر کرد دستشو بالا بردو از پشت گردنشو گرفتو یه اووووف خیلی بلند کرد 

-قبوله ولی یادت باشه اگه بخوای دست از پا خطا کنی کارت ساخته س

-قبوله دستمو بردم جلو تا بهش دست بدم

-من به دزدا دست نمیدم 

-به درک دس نده 

دنبالش راه افتادمو رفتیم تو خونه

ادامه دارد...

مینا لمبرت بازدید : 109 جمعه 11 مرداد 1392 زمان : 16:28 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط panpan در تاریخ 1392/6/1 و 16:17 دقیقه ارسال شده است

خدایا از این دزدا نصیبمون کنشکلک
پاسخ : خخخخخخخخخخ

این نظر توسط h.m در تاریخ 1392/5/14 و 10:37 دقیقه ارسال شده است

Khkhkhkh ,che rahat qabOl kardشکلکشکلک
پاسخ : از بس که خره:d

این نظر توسط zizi در تاریخ 1392/5/12 و 10:05 دقیقه ارسال شده است

بی ادببببببببببببببب دلشم بخوادباپسرم دست بده...عالی بود
پاسخ : دلش نمیخوادشکلک
ممنون

این نظر توسط Sara در تاریخ 1392/5/12 و 0:55 دقیقه ارسال شده است

Wow Che bahosh!khaily ghashang bod mersi montazere ghesmate badeyam شکلک
پاسخ : خخخخخخ بیشتر موزیه تا باهوش
سعی میکنم زود بنویسم

این نظر توسط faeze در تاریخ 1392/5/11 و 18:54 دقیقه ارسال شده است

معلومه!اگه نمیکرد که باهاش ازدواج نمیکردم!شکلک
پاسخ : اهااااااااااااان پس که اینطور
پاسخ : _____________________________
الان کجایی؟
وب خودت یا اینجا؟

این نظر توسط faeze در تاریخ 1392/5/11 و 18:40 دقیقه ارسال شده است

نگین راس میگه!
هعییی وقتی میخواست منو خر کنه از همین زبونش استفاده میکرد!شکلک
عالیییی بود دخمل کوجمولو شکلک
پاسخ : خخخخ مرسی مامان جون
تو هم خر میکرد مگه؟

این نظر توسط Negin در تاریخ 1392/5/11 و 17:47 دقیقه ارسال شده است

هه !
آدام زبون باز کصافطشکلک
عالی بودشکلک
پاسخ : خخخخخخخ مرسی


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
Profile Pic
در این سایت فقط و فقط داستان اپ خواهد شد! داستان ها تو رو اپ کنید تا بچه ها بخونن! این سایت برای وبلاگ داستان های هالیوودی میباشد و مدير اين سايت آوا ست! براي خوندن داستان هاي من به داستانهاي هاليوودي بيايد! سعی کنید داستان هاتون بیشتر درباره هالیوودی ها باشه! هدف از تاسيس این وبلاگ اینکه همه به توانایی هایی های خودشون در زمینه نویسندگی پی ببرن! و به راحتی بتونید داستان ها خودتون رو به نمایش بگذارید! لطفا داستان هاتون رو اپ کنید!
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدوم کاربر داستان های زیبا تری مینویسد!؟






    نظرتون درباره وبمون چیست؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 2624
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 84
  • آی پی امروز : 14
  • آی پی دیروز : 13
  • بازدید امروز : 88
  • باردید دیروز : 30
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 210
  • بازدید ماه : 642
  • بازدید سال : 2,976
  • بازدید کلی : 157,875
  • کدهای اختصاصی