close
تبلیغات در اینترنت
 FOR YOU part 3
loading...

دنیای داستانها

نفهیدم کی خوابم برد سرم خیلی درد میکرد اروم چشامو باز کردم چند ثانیه طول کشید تا یادم اومد چی شده حسابی گشنه بودم ولی حوصله نداشتم برم پایین(فک کنم یارو با ما یه رابطه فامیلی داشته)گوشیمو برداشتمو زنگ زدم برا برا دوستم اشلی بعد از چندتا بوق کوتاه برداشت اشلی:الو سلام امیلی جونممم خیلی از شنیدن صداش خوشحال شدم  من:سلااااااام عزیزم چه طوری؟ -خوبم عزیزم میگم اشکال نداره من چند دیقه دیگه برات زنگ بزنم؟اخه الان مسافرتم اینجا هم خیلی شلوغه نمیشه حرف زد داغ دلم دوباره تازه شد -نه عزیزم ببخشید مزاحمت…

آخرین ارسال های انجمن

FOR YOU part 3

نفهیدم کی خوابم برد سرم خیلی درد میکرد اروم چشامو باز کردم چند ثانیه طول کشید تا یادم اومد چی شده حسابی گشنه بودم ولی حوصله نداشتم برم پایین(فک کنم یارو با ما یه رابطه فامیلی داشتهlaugh)گوشیمو برداشتمو زنگ زدم برا برا دوستم اشلی بعد از چندتا بوق کوتاه برداشت

اشلی:الو سلام امیلی جونممم

خیلی از شنیدن صداش خوشحال شدم 

من:سلااااااام عزیزم چه طوری؟

-خوبم عزیزم میگم اشکال نداره من چند دیقه دیگه برات زنگ بزنم؟اخه الان مسافرتم اینجا هم خیلی شلوغه نمیشه حرف زد

داغ دلم دوباره تازه شد

-نه عزیزم ببخشید مزاحمت شدم فعلا خوش بگذره بهت

دیگه نمیتونستم تحمل کنم از سر جام بلند شدمو رفتم پایین مامان بزرگو بابای خواب خوش بودن غذاشونو خورده بودن برا منم یه مقدار گذاشته بودن کنار یه قاشق خوردم حالم بهم خورد این دیگه چیه؟؟؟؟

سبزیجات اب پز 

واقعا که

یه کم از تو ساکم پول برداشتمو رفتم بیرون تا یه چیزی برا خوردن پیدا کنم

.

.

.

اومدم که دوباره زنگ خونه رو بزنم که سوتی امروز صبح یادم اومد ناخوداگاه یه لبخند گشاد رو لبام نشست درو باز کردمو رفتم تو خونه تا رفتم مامانی و بابایی عین جن جلوم ظاهر شدنو شروع کردن با هم حرف زدن حسابی توپشون پر بود که چرا بدون خبر دادم به اونا از اونجا رفتم حرفاشون تموم که شد رو کردن بهمو گفتن حالا نهار که برات کنار گذاشته بودیمو خوردی؟

بیچاره ها با یه ذوقی گفتن که دلم نیمود بگم نه

سرمو تکون دادمو گفتم عالی بود یه لبخند زدنو رفتن نشستن رو کاناپه قدیمیشون

yesحالا با اون همه سبزیجات بد مزه چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟پاورچین رفتم توی اشپزخونه و ظرفو برداشتمو خیلی سریع از پله ها رفتم بالا پرده رو کنار زدمو خوب تو اتاق خوشگله رو نگاه کردم تا مطمن بشم اونجا نیس در بالکون باز بود ولی خودش اونجا نبود با خوشحالی سر ظرفو کج کردمو همه اون اشغلا رو ریختم بیرون همین جوری که سر ظرفو کج کرده بودم یه دیقه سرمو گرفتم پایین دیدم یه زن اونجاست دست پاچه شدم برا همینم ظرفم از دستم افتاد سریع پرده رو کشیدم تا منو نبینه چند ثانیه نگذشت که صدای زنه اومد بالا

-ادااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام حالا کارت به جایی رسیده که رو مادرت اشغال میریزی

اها پس اسمش ادام هس خوب حداقل یه چیزی رو فهمیدم امروز

همین جوری ناخونامو میخوردمو توی اتاق راه میرفتم تا صدای پسره بلند شد

-خانم اســـــــــــتوارتــــــــــــــــــ

پله ها رو تند تند اومدم اینقد سریع اومدم که نزدیک بود بخورم زمین چند بار فوری جلوش ظاهر شدمو بریده بریده گفتم:اممم...حموم هستن ...میدونی الان نمیشه

رنگ پریده بودمو شده بودم درست عین مرده ها یه نگاه کوتاه بهم انداختو یه ظرف فلزی کثیفو انداخت تو دستم 

 

همه چیزو فهمیده بود کار از انکار گذشته بود اومدم شروع کردم به معذرت خواهی که حرفمو قطع کرد

-هی بیخیال بابا درک میکنم نمیشه خوردش به کسی چیزی نگفتم فقط اومدم ظرفتو بدم ما دوستیم با هم دیگه بعدم دستشو اورد جلو تا با هم دس بدیم باهاش دس دادمو اروم گفت ادام ...ادام لمبرت 

من:امیلی استوارت

ادام:امیلی!اسم قشنیگه پس دوست؟

-دوست:)

خوبه امیلی بعدا میبینمت فعلا

باشه فعلا 

با یه لبخند ازم جدا شدو رفت منم نگاهش کردم تا بره تو خونشون ظرفو زیر لباسم قایم کردمو گذاشتم توی اشپزخونه

اگه میدونستم این دوستی باعث چه اتفاقاتی برای من هس هرگز این جور ساده ازش رد نمیشدم

ادامه دارد...

مینا لمبرت بازدید : 362 چهارشنبه 09 مهر 1393 زمان : 10:47 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط هر روز آخرین خبر استخدامی را برات اس ام اس میفرستیم در تاریخ 1393/10/9 و 4:10 دقیقه ارسال شده است

سلام وقت بخیر

اگه تمایل داری هر روز آخرین اخبار استخدامی شرکت ، سازمان های دولتی را دریافت کنی

می تونی به لینک زیر جهت فعال سازی بری

http://sms.mida-co.ir/newsletter/6/estekhtam

این نظر توسط دریافت پنل رایگان به همراه خط اختصاصی با پیش شماره 50005 در تاریخ 1393/9/7 و 2:15 دقیقه ارسال شده است

باسلام خدمت شما مدیر عزیز

جهت ثبت نام پنل اس ام اس رایگان با همراه خط اختصاصی با پیش شماره 50005 می توانید به آدرس

http://50005.mida-co.ir

مراجعه نمائید.

منتظر حضور گرمتون هستیم

mida-co.ir

این نظر توسط پیشنهاد یک کسب کار هوشمندانه در تاریخ 1393/8/26 و 1:25 دقیقه ارسال شده است

با سلام خدمت شما

این پیام احتمالا آینده ی تجاری شما را متحول خواهد کرد

شما می توانید با حداقل سرمایه ی اولیه ،

صاحب جامع ترین مرکز فروشگاهی و خدماتی شهرتان شوید

جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت WWW.IBP24.ORG مراجعه نمایید

این نظر توسط f.glambert در تاریخ 1393/7/13 و 12:28 دقیقه ارسال شده است

نه که خیلی از فرزند بدتون میاد :/
پاسخ : خخخخخخخ داداشت تو راهه اون وقت خرج بابات زياد ميشه من بايد به فكر جيب باباتم باشم!

این نظر توسط f.glambert در تاریخ 1393/7/12 و 23:23 دقیقه ارسال شده است

چه اتفاقاتی:|
چرا قصه رو راز آلود میکنی >_<
من قلبم با باطری کار میکنه استرس ندههههههههههه
پاسخ : دوس دااااشتممم فرزند کمتر زندگی بهتر!

این نظر توسط zizi در تاریخ 1393/7/11 و 15:58 دقیقه ارسال شده است

اخی..خخخخخخخ چراباباسبزیجات که بدنبودهمه روریختی روش...
مرسی منتظرم ادامه اشوبخونم

این نظر توسط سارا در تاریخ 1393/7/9 و 11:59 دقیقه ارسال شده است

عالییییییییییشکلک

این نظر توسط ايدا جوووون در تاریخ 1393/7/9 و 11:57 دقیقه ارسال شده است

چه اتفاقاتی؟؟؟؟؟شکلک
مرسییییییییی عالی بودشکلک

این نظر توسط سحر در تاریخ 1393/7/9 و 11:55 دقیقه ارسال شده است

واییییییییییییییییییییی من طاقت ندارم تا یکی دو هفته زود بذارررررررررررررررررررشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
Profile Pic
در این سایت فقط و فقط داستان اپ خواهد شد! داستان ها تو رو اپ کنید تا بچه ها بخونن! این سایت برای وبلاگ داستان های هالیوودی میباشد و مدير اين سايت آوا ست! براي خوندن داستان هاي من به داستانهاي هاليوودي بيايد! سعی کنید داستان هاتون بیشتر درباره هالیوودی ها باشه! هدف از تاسيس این وبلاگ اینکه همه به توانایی هایی های خودشون در زمینه نویسندگی پی ببرن! و به راحتی بتونید داستان ها خودتون رو به نمایش بگذارید! لطفا داستان هاتون رو اپ کنید!
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدوم کاربر داستان های زیبا تری مینویسد!؟






    نظرتون درباره وبمون چیست؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 2624
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 84
  • آی پی امروز : 9
  • آی پی دیروز : 65
  • بازدید امروز : 57
  • باردید دیروز : 143
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 242
  • بازدید ماه : 1,463
  • بازدید سال : 8,937
  • بازدید کلی : 163,836
  • کدهای اختصاصی
    کسب درآمد از پاپ آپ