close
تبلیغات در اینترنت
 neighbors son_19
loading...

دنیای داستانها

ظهر شد و برگشتم خونه.البته تنهایی.ملینا خانم با یکی از دوستاش رفته رستوران تا اونجا ناهاراشونو میل بفرمایند.این دختر خیلی مشکوک میزنه......وللش امروز پنجشنبست و فردا جمعه.عالیه!!یه روزو بدون مدرسه میخوابم.امروزهم که میخوام برم مهمونی. گوشیمو از تو کیفم برداشتم و زنگ زدم به پریسا:الو؟پری…

آخرین ارسال های انجمن

neighbors son_19

ظهر شد و برگشتم خونه.البته تنهایی.ملینا خانم با یکی از دوستاش رفته رستوران تا اونجا ناهاراشونو میل بفرمایند.این دختر خیلی مشکوک میزنه......وللش امروز پنجشنبست و فردا جمعه.عالیه!!یه روزو بدون مدرسه میخوابم.امروزهم که میخوام برم مهمونی.

گوشیمو از تو کیفم برداشتم و زنگ زدم به پریسا:الو؟پری خوبی؟

پریسا:اوخ!!دختر عروسکتو از جلو پا بردار!!آره خوبم.امروز بریم خرید.لباس ندارما.نگران

_منم.مهمونی نزدیکای 6شروع میشه.5 بریم.

پریسا:باشه.بای

قطع کردم و دوییدم تا خونمون.مامان و بابام خونه نبودن.ناهارمو برداشتم و خوردم.یه چرتی زدم.البته چرت که نه تا ساعت 4ونیم خوابم برد.سریع پاشدم و لباسامو پوشید.کیفمو برداشتم و رفتم خونه ی پریسا.

دینگ دینگ

من:سلام پریسا حاضری؟

پریسا درحالی که موهاشو صاف میکرد گفت:یه جورایی.چشمک

.

.

.

تو فروشگاه

پریسا:اه!این خیلی پاشنش بلنده.

من:اتفاقا خیلی هم اندازست!!همینو بگیر بریم دیگه.تو هر مغازه ای که کفش دیدی گفتی این پاشنش کوتاهه،این پاشنش بلنده.بگیر همینو.

پریسا نگاهی به کفش کرد و گفت:حیف که دیر شده مگرنه کل این فروشگاهو زیرورو میکردم!!

لباس من:

 

لباس پریسا:

خونه

مهشید زودتر از من یه تاکسی گرفت و رفت جشن.منم منتظر سامان بودم تا بیاد دنبالم.

بوق بوق!!

سامان بود.از در رفتم بیرون.

سامان تا منو دید از ماشین پیاده شد و گفت:به!!!عجب تیپی زدی!!!هیپنوتیزمخوشمزه

من:مرسی.بریم دیر شد.خجالت

سامان در برام باز کرد و گفت:بفرمایید سینیورا!!قلب

میخواستم سوار ماشین بشم که پارسا رو اونطرف خیابون دیدم.داشت منو نگاه میکرد.........................................

dorsa بازدید : 115 شنبه 10 فروردين 1392 زمان : 14:57 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط ice در تاریخ 1392/1/20 و 15:21 دقیقه ارسال شده است

woOoOoOw che lebasi...khili bahal bod dory merCشکلکشکلک

این نظر توسط Dorsa در تاریخ 1392/1/15 و 19:25 دقیقه ارسال شده است

پریسا از لباست خوشت اومد؟؟شکلکشکلک

این نظر توسط roya در تاریخ 1392/1/15 و 14:54 دقیقه ارسال شده است

یچاره پارسادلم براش می سوزهشکلکمرسی عزیزدلمشکلکشکلکشکلک

این نظر توسط princess of darkness در تاریخ 1392/1/15 و 13:30 دقیقه ارسال شده است

سلام
وايييييييييييييييييييييييييييييييييييي چه شبي بشه

این نظر توسط hamed در تاریخ 1392/1/13 و 17:34 دقیقه ارسال شده است

اگه دعوابشه چی میشه ....!!!!ازاین دعواهایی که آخرش یکی به یکی میرسه یکی هم دلشکسته میشه خوشم میادشکلکشکلک

این نظر توسط sara_hd در تاریخ 1392/1/13 و 12:26 دقیقه ارسال شده است

وای درسا فکر کنم سامان با پارسا دعواش بشه.چی بشه!مرسی عزیزم عالی بودشکلکشکلک


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
Profile Pic
در این سایت فقط و فقط داستان اپ خواهد شد! داستان ها تو رو اپ کنید تا بچه ها بخونن! این سایت برای وبلاگ داستان های هالیوودی میباشد و مدير اين سايت آوا ست! براي خوندن داستان هاي من به داستانهاي هاليوودي بيايد! سعی کنید داستان هاتون بیشتر درباره هالیوودی ها باشه! هدف از تاسيس این وبلاگ اینکه همه به توانایی هایی های خودشون در زمینه نویسندگی پی ببرن! و به راحتی بتونید داستان ها خودتون رو به نمایش بگذارید! لطفا داستان هاتون رو اپ کنید!
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدوم کاربر داستان های زیبا تری مینویسد!؟






    نظرتون درباره وبمون چیست؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 2624
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 84
  • آی پی امروز : 14
  • آی پی دیروز : 13
  • بازدید امروز : 129
  • باردید دیروز : 30
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 251
  • بازدید ماه : 683
  • بازدید سال : 3,017
  • بازدید کلی : 157,916
  • کدهای اختصاصی